تبليغاتX
ایام

ایام

افتادگي آموز اگر طالب فيضي

هرگزنخورد آب زميني كه بلند است

+ نوشته شده در  بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 19:11  توسط   | 

مي تراود مهتاب،

 مي درخشد شبتاب،

 نيست يك دم شكند خواب به چشم كس و ليك،

غم اين خفته ي چند، خواب در چشم ترم مي شكند.

نگران با من استاده سحر .

صبح مي خواهد از من ، كز مبارك دم او آورم اين قوم به جان باخته را بلكه خبر.

 در جگر ليكن خاري ، از ره اين سفرم مي شكند.

نازك آراي تن ساق گلي، كه به جانش كشتم،

و به جان دادمش آب؛ اي دريغا به برم مي شكند.

 دست ها مي سايم ؛ تا دري بگشايم؛ بر عبث مي پايم؛

كه به در كس آيد. در و ديوار به هم ريخته شان ،

بر سرم مي شكند. مي تراود مهتاب .

مي درخشد شبتاب. مانده پاي آبله از راه دراز؛

 بر دم دهكده مردي تنها؛ كوله بارش بر دوش، دست او بر در مي گويد با خود : غم اين خفته ي چند، خواب در چشم ترم مي شكند

+ نوشته شده در  شانزدهم تیر 1388ساعت 9:26  توسط   | 

آفتاب: روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود 16خرداد 88 آورده است:

مناظره تلويزيونی آقايان ميرحسين موسوی و محمود احمدی نژاد دو نامزد رياست جمهوری كه در شب رحلت امام خمينی رضوان الله تعالی عليه انجام شد به جای آنكه مناظره باشد تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی و اركان آن بود. هرچند عده ای با برنامه از قبل تنظيم شده در تهران و بعضی شهرها تلاش كردند بلافاصله بعد از پايان مناظره با تجمعات و سردادن شعارهائی به نفع آقای احمدی نژاد وی را برنده اين مناظره اعلام كنند ولی واقعيت اينست كه اين مناظره هيچ برنده ای نداشت و در عين حال آن شب وفاداران به نظام جمهوری اسلامی با قلب هائی مالامال از خون تا صبح به خاطر غربت اين نظام مظلوم آرام و قرار نداشتند.

توجه به اجمالی از كالبد شكافی اين مناظره می تواند دلايل مظلوميت نظام جمهوری اسلامی را بنماياند.

1 ـ مناظره چارچوب هائی دارد كه مهمترين آن ها بيان نقطه نظرات و برنامه های طرفين مناظره است . در اين برنامه تلويزيونی هيچ خبری از برنامه ها و نقطه نظرها نبود و جای آن را بدگوئی گرفته بود.

2 ـ شروع مناظره با تهاجم و تهمت از طرف آقای احمدی نژاد بود و اين روند تا پايان ادامه يافت درحالی كه طبق مقررات اعلام شده توسط تلويزيون اين اقدام خلاف اصول مورد نظر بود و متاسفانه مجری تلويزيون فقط تماشاچی بود و هيچ اقدامی برای متوقف ساختن اين روند خلاف بعمل نياورد. ملاحظه اين وضعيت سئوال برانگيز می تواند افكار عمومی را در برابر اين سئوال قرار دهد كه آيا در اين زمينه يك هماهنگی ميان تلويزيون و آقای احمدی نژاد وجود نداشت.
3 ـ آقای احمدی نژاد به جای آنكه خود آقای موسوی را نقد كند به سراغ دو رئيس جمهور قبل از خود رفت و سه دولت گذشته (دولت های آقايان موسوی هاشمی رفسنجانی و خاتمی ) را متهم به فاصله گرفتن از اصول و آرمان های انقلاب كرد. وی آقای موسوی را بازخواست كرد كه چرا به فكر رقابت با كسی افتاده است كه دولت او تلاش می كند اين فاصله را از بين ببرد و انقلاب و نظام را به مسير اصلی برگرداند!

با قطع نظر از صحت و سقم اين ادعا اصولا چنين اعتراضی فی نفسه به معنای اينست كه هيچكس حق ندارد در برابر آقای احمدی نژاد به صحنه بيايد و همه بايد تماشاچی باشند تا وی بار ديگر رئيس جمهور شود. اين يعنی نفی انتخابات و نفی حضور مردم در صحنه هائی كه طبق قانون اساسی حضور در آن صحنه ها حق آنهاست .

4 ـ همين اعتراض را آقای احمدی نژاد به دو نامزد ديگر رياست جمهوری يعنی آقايان كروبی و رضائی نيز داشت و اين دو را باضافه آقای موسوی متهم كرد كه شما سه نفر عليه من متحد شده ايد. اين نيز به معنای نفی فلسفه انتخابات است و اين نكته را القا می كند كه هيچكس حق ندارد وارد صحنه رقابت با آقای احمدی نژاد شود!

5 ـ آقای موسوی در برابر اين تهاجمات و اتهامات متحد شده بود كه به كدام يك از آنها پاسخ بدهد و چون انسان محجوب و محترمی است اصولا از مناظره چنين تصويری در ذهن نداشت . به همين دليل او نه توانست برنامه های خود را تشريح كند و نه توانست به اتهامات پاسخ بدهد.

6 ـ از كسی كه بر مسند رياست جمهوری كشور تكيه زده انتظار اين نيست كه همه دستاوردهای دولت های گذشته كه غير از 4 سال دولت وی تقريبا شامل همه عمر نظام جمهوری اسلامی ميشود را منفی جلوه دهد. اين كاری است كه راديوهای خارجی و گروهك های ضد انقلاب و منافقين انجام می دهند كما اينكه بعد از اين مناظره همين راديوهاو گروهك ها به اين اظهارات استشهاد نموده و از اينكه ادعاهای آنها توسط بالاترين مقام اجرائی كشور مورد تاييد قرار گرفته ابراز خرسندی كرده اند.

7 ـ زشت تر اينكه نفی دستاوردهای جمهوری اسلامی در دو دهه و نيم قبل از اين دولت به معنای نفی تلاش ها و زحمات همه مسئولان اين نظام و دولت ها غير از بنی صدر است . آنهمه زحمت و فداكاری مديران در دوران دفاع مقدس آنهمه تلاش و خدمت برای تامين زيرساخت های كشور و آنهمه مقاومت در برابر تحريم های سياسی و اقتصادی را ناديده گرفتن و همه را به انحراف از اصول و آرمان ها متهم كردن علاوه بر اينكه خلاف واقع است تاييد دشمنان قسم خورده اين نظام و مايوس كردن ملت نيز هست .

8 ـ از اين زشت تر سواستفاده از تلويزيون برای متهم ساختن افرادی كه حضور ندارند به غارت بيت المال و ساير اموری است كه واقعيت ندارد. اين اتهامات درصورتی كه در دادگاه صالحه اثبات شده باشند دستگاه قضائی صلاحيت اعلام آنها را دارد و اگر اثبات نشده باشند كسی كه در منظر عام آنهم از طريق تلويزيون و در مناظره ای كه ده ها ميليون بيننده دارد اقدام به اعلام آن می نمايد بايد تحت تعقيب قضائی قرار گيرد. كما اينكه مسئولان تلويزيون نيز در اين زمينه مسئوليت دارند و حق ندارند اجازه بدهند كسی در هر مقام كه باشد با سواستفاده از اين امكان عمومی به افراد تهمت وارد كند.

9 ـ آنچه آقای احمدی نژاد در اين باصطلاح مناظره گفت عوارض خطرناك تری دارد كه از اتهام وارد كردن به افراد فراتر می رود و دامن گير بزرگان می شود. آقای هاشمی رفسنجانی علاوه بر اينكه از استوانه های نظام جمهوری اسلامی و رئيس مجلس خبرگان است با حكم رهبر معظم انقلاب رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام را نيز برعهده دارد. مفهوم اتهامات آقای احمدی نژاد به آقای هاشمی رفسنجانی اينست كه رهبری شخصی را با اين ويژگی های منفی به رياست مجمعی منصوب كرده اند كه بالاترين نهاد در نظام قانون گذاری كشور و بازوی مشورتی رهبری است .

اتهام به آقای ناطق نوری كه رئيس بازرسی دفتر رهبری است نيز اين سئوال را به اذهان می آورد كه فردی با اين ويژگی های منفی چگونه می تواند مورد اعتماد رهبری باشد اتهام به فرزندان اين بزرگان نيز علاوه بر آنكه بدون سند و برخلاف قانون و اخلاق است خلاف واقع نيز هست و همين عوارض را نيز دارد. اينها همان مطالبی است كه پاليزدار گفته و حالا منبع آن مشخص شده است .
10 ـ اين اتهام كه آقای هاشمی رفسنجانی به رئيس يكی از كشورهای خليج فارس گفته است تا 6 ماه ديگر اين دولت ساقط می شود يك دروغ است . دلسوزتر از آقای هاشمی رفسنجانی برای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی چه كسی است كسی كه به امام پيشنهاد می كند مرا قربانی جنگ كنيد تا خود شما به خاطر پذيرفتن قطعنامه مصون بمانيد چگونه می تواند عليه كشور خود با بيگانگان اينگونه سخن بگويد محور بودن آقای هاشمی رفسنجانی در نامزدی آقای ميرحسين موسوی نيز يك دروغ آشكار است . اينكه ايشان از يك نامزد حمايت كند طبق قانون مجاز است ولی اگر چنين حمايتی وجود داشته باشد به معنای محور بودن نيست . اينكه رئيس جمهور چنين نسبت های دروغی به انسان های بزرگ و خدمتگزاری می دهد برخلاف سوگندی است كه برای حفظ حرمت مردم كشور در منصب رياست جمهوری ياد كرده است . تكليف مردم شورای نگهبان و دستگاه قضائی با چنين فردی چيست اين نكته نيز كاملا روشن است كه هيچكس نمی تواند با جسارت به بزرگان خود را بزرگ جلوه دهد. قضاوت مردم عكس اين است .

11 ـ شرم آورترين بخش باصطلاح مناظره نشان دادن برگه ای باعكس همسر آقای موسوی و توسل به فضاسازی های تبليغاتی توسط آقای احمدی نژاد بود . اين يك روش كاملا ضداخلاقی است كه افرادی كه قصد دارند بالاترين مسئوليت اجرائی يك كشور 70 ميليونی را به عهده بگيرند برای جلب آرا مردم به مسائل خانوادگی همديگر متوسل شوند. جای تاسف شديد است كه ما اينهمه دچار سقوط اخلاقی آنهم در بالاترين سطح مسئوليتی كشور شده ايم .

12 ـ سواستفاده تبليغاتی حتی به مراسم سالگرد ارتحال امام هم كشيده شد و روز 14 خرداد صحنه حضور مردمی كه برای ادای احترام به امام خمينی به حرم مطهر آمده بودند به ستاد تبليغات آقای احمدی نژاد تبديل شد! اين نشانه ضعف مديريت حرم است كه نشان داد نمی تواند حتی يك مراسم را كه فقط يك روز در سال برگزار می شود بگونه ای اداره كند كه مورد سواستفاده اين و آن قرار نگيرد.

13 ـ حضرات علما و مراجع بايد به اين سئوال پاسخ بدهند كه حكم شرعی آنچه در باصطلاح مناظره شب 14 خرداد از تلويزيون پخش شد چيست آيا هر كس مجاز است در برابر ده ها ميليون مردم به دروغ و تهمت و افترا متوسل شود آيا سكوت در برابر اين اظهارات جايز است آيا در آينده بزرگان ديگر از اين قبيل تعرضات مصون خواهند بود !
14 ـ دستگاه قضائی در برابر اين تخلفات آيا احساس وظيفه قانونی نمی كند آنچه در اين باصطلاح مناظره گفته شد اگر درست باشد تحت عنوان اشاعه فحشا و اگر درست نباشد تحت عناوينی از قبيل دروغ و تهمت و افترا قابل تعقيب قانونی است . آيا مسئولان قضائی ما شجاعت انجام وظيفه را دارند.

15 ـ اگر برای باصطلاح مناظره شب رحلت امام خمينی رضوان الله تعالی عليه 40 ميليون بيننده در نظر بگيريم با توجه به زمان يكساعت و نيمه اين برنامه بايد بپذيريم كه متاسفانه 60 ميليون ساعت وقت مردم ايران با ديدن و شنيدن بداخلاقی و بدآموزی تلف شد. شب رحلت بنيانگذار نظام جمهوری اسلامی آيا شب اتلاف وقت مردم با نفی دستاوردهای اين نظام پرافتخار بود !

16 ـ اين ادعای آقای احمدی نژاد كه تخريب ها از استقرار اين دولت شروع شده كاملا بی پايه است . آغازگر تخريب عليه دولت های گذشته خود آقای احمدی نژاد بود كه در تبليغات انتخابات رياست جمهوری سال 1384 همه دستاوردهای 16 سال قبل از آن را نفی كرد و در طول 4 سال گذشته نيز با استفاده از همه امكانات دولتی هر كس را كه كوچكترين انتقاد و ايرادی داشت تخريب كرد . اكنون نيز روشی در پيش گرفته است كه هر كس حتی طبق قانون وارد صحنه انتخابات شود گرفتار انواع اتهامات می گردد. اين وضعيت قابل استمرار نيست و كشور را در جهتی به پيش می برد كه نتيجه آن نفی جمهوريت و اسلاميت نظام خواهد بود و از نظام جمهوری اسلامی چيزی غير از پوسته و ظاهر باقی نخواهد ماند. در برابر اين خطر همه مسئوليت دارند و برای رفع مظلوميت از نظام همه بايد به مسئوليت خود عمل نمايند.
+ نوشته شده در  هجدهم خرداد 1388ساعت 8:20  توسط   | 

این شعر معنی زیبایی دارد البته اگر به آن معانی زیبا واقعا عمل کنیم:

 

به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی،
اگر چیزی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی

به آرامی آغاز به مردن میکنی

زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر برده عادات خود شوی،

اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی...

اگر روزمرگی را تغییر ندهی

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سرکش،

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند

و ضربان قلبت را تندترمی کنند،

دوری کنی...

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی

اگر ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یکبار در تمام زندگیت

ورای مصلحت اندیشی بروی.

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز کاری بکن!

امروز مخاطره کن!

نگذار که به آرامی بمیری...

شادی را فراموش نکن!

 

پابلو نرودا

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 13:26  توسط   | 

سال نو مبارك
+ نوشته شده در  پنجم فروردین 1388ساعت 7:59  توسط   | 

ساعت ۲ بعد ازظهر است . تلويزيون محل كارم تصاويري از جنازه هايي را نشان مي دهد كه دل هر آدمي را مي آزارد. بعد از ظهر است و من در خانه ام تنها هستم  مي خواهم بخوابم اما با كابوسي سنگين و سياه پر از جنگ و حادثه از خواب مي پرم .

ساعت ۷ شب است و تلويزيون خانه ما باز هم تصاوير تكه تكه شده نشان مي دهد . دلم به درد مي آيد. ساعت ۹ شب است و تلويزيون خانه من باز هم تصاوير جنازه هايي را نشان مي دهد كه غرق به خون هستند. چشم و دل من هم پر از خون مي شود . پرده اي از اشك چشمانم را مي گيرد.

ساعت ۱۰ شب است ليواني از شير و عسل در دستانم است و باز دلم  تلويزيون مي خواهد               و جرعه اي مي نوشم. جرعه دوم مساوي است با تصاوير گريه و ضجه و ناله كودكان غرق به خون .....  آه.... شير و عسل به كامم زهر مي شود.......  خداي من چرا ؟؟؟؟؟؟ چرا اين همه تصوير تلخ ... 

+ نوشته شده در  بیست و یکم دی 1387ساعت 14:5  توسط   | 

 

نمي خوام در اين دفتر مجازي دغدغه هاي ذهني ام را بنويسم . مسائل اجتماعي و سياسي اين مملكت تمامي نداره...... انها در جايي ديگر بايگاني مي كنم. اين دفتر فقط مخصوص نوشته هاي سراسر احساسي من است. گاهي ادمي چنان لبريز از احساس مي شود كه خودش لطافت روحش را درك مي كند و گاهي هم چنان بد و سنگدل كه از خود بيزاري جسته و هر چه لعن و نفرين هست حواله خود مي كند. اما به اعتقاد من خود كرده را تدبير نيست. و اوني كه گفته هيچ دادگاهي برتر از وجدان نيست گزافه نگفته...  بگذريم

نكته اي كه حيفم آمد اينجا سربسته بمونه را مي نويسم:  چرا ما آدمها سنگدل شديم ؟

دو شب پيش به همراه عزيزترينم در خيابان قدم مي زديم. سر يك خيابان در گوشه اي نيمه تاريك مرد و زن تقريبا جوان با دو بچه كوچك در بغل ايستاده بودند و با نگاهي پر از تمنا به رهگذران نگاه مي كردند. ما هم از جلوي آنها رد شديم و من متوجه چيزي نشدم كه غير عادي جلوه كنه........ چند قدمي پيش رفتيم تا اينكه عزيز همراهم گفت چند لحظه اي صبر كن تا من برگردم با تعجب او را ديدم كه پيش مرد و زني كه سر خيابان ايستاده بودند و با آنها حرف زد ... بعد از جيبش پول بيرون آورد و به آنها داد..

وقتي آمد نگاهم در نگاهش گره خورد. لبخند زدم و او هم لبخند زد و بدون اينكه حرفي بزنيم به قدم زدن خود ادامه داديم.....

من از او پرسيدم : چه شد كه برگشتي ؟ و چرا به آنها كمك كردي؟ صدها نفر از جلوي آنها رد شدند و هيچ كس كمكي نمي كرد.

او :  اول بي اعتنا رد شدم ولي براي يك لحظه صورت معصومانه بچه هايشان و بعد سرخي صورت زن و مرد كه از شرم سرخ شده بود آمد در نظرم . براي همين بايد برمي گشتم . لازم نبود از آنها سئوال كنم چراكه از سر و وضع مرتبشان مشخص بود كه گداي ولگرد نيستند. نياز داشتند و من هم كمك كردم

من: از كجا مطمئني ؟ شايد به دروغ گفته اند كه مسافرند و غريب و كيف پولشان را زده اند. اين كه داستان تازه اي نيست

او : شايد همينطور باشد . ولي در كار خير دو چيز را فراموش نكن :  ۱- كمك بي منت پاداش ۲- كمك با نيت خير.  مطمئن باش برات ثبت ميشه و ....

و باقي حرفهايش كه چه دلنشين است و تمام و كمال بر دلم مي نشيند.

و من در فكر مي روم و به روشني روزهايي فكر مي كنم  كه هيچ كس محتاج نگاه آدمهاي سنگدل نشه

من به روشني روزهايي فكر مي كنم كه در آن زمان هيچ كودكي خجل بودن پدر و مادرش را نبيند

و من به دل دريايي عزيزي فكر مي كنم كه فصل زيباي زندگي من است و هميشه از خداوند بهترين آرزوها را برايش خواسته ام

و من به دوستاني فكر مي كنم كه از جنس من و من از آنها هستند و روشن نهاد تر از آنها را سراغ ندارم

 

و اين دعا هميشه با من خواهد بود:

خداوندا .............. اي بزرگ ......... اي بي نهايت .........همه بنده هايت را در پناه خودت بگير

+ نوشته شده در  سوم دی 1387ساعت 8:8  توسط   | 

غنچه با دل گرفته گفت :" زندگی لب زخنده بستن است ...

گوشه ای درون خود نشستن است !"

گل به خنده گفت :" زندگی شکفتن است ... با زبان سبز راز گفتن است !"

گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش می رسد !

تو چه فکر می کنی .... کدام یک درست گفته اند ... ؟!

من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است !

هر چه   باشد او گل است ،

گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است ...

 به ياد قيصر امين پور

 

+ نوشته شده در  یازدهم آذر 1387ساعت 9:18  توسط   | 

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.
تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن
"پابلو نرودا"
ترجمه احمد شاملو
+ نوشته شده در  بیست و ششم آبان 1387ساعت 6:45  توسط   | 

 

با راي موافق مجلس به استيضاح اتفاق افتاد

پايان حضور 90 روزه كردان در وزارت كشور

خبرگزاري فارس: پس از بحث و بررسي نظرات مخالفان و موافقان، سرانجام وزير كشور با 188 راي موافق نمايندگان مجلس به استيضاح، از وزارت كشور رفت.

-------------------------------

به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، جلسه استيضاح علي كردان امروز سه شنبه در صحن علني مجلس برگزار شد و پس از ارائه نظرات مخالفان و موافقان، درباره ادامه حضور كردان در وزارت كشور راي‌گيري صورت گرفت و كردان با 188 راي موافق، 45راي مخالف و 14 راي ممتنع از مجموع آراي 247 نماينده، از مسئوليت وزارت كشور كنار رفت.
طرح استيضاح علي كردان كه 24 مهر توسط 30 نفر از نمايندگان با 28 امضا مشخص و 2 امضا ناخوانا به هيات رييسه مجلس تقديم شده بود، 5 آبان در صحن علني مجلس اعلام وصول شد.
كردان 15 مرداد در جلسه علني نه چندان آرام مجلس توانست با 169 راي موافق 64 راي مخالف و 36 راي ممتنع از مجموع آراي 271 نماينده مجلس هشتم براي ادامه اداره وزارت كشور در دولت نهم راي اعتماد بگيرد. وي 20 مرداد با حضور رئيس‌جمهور در وزارت كشور معارفه شد.
سرانجام اعلام شد كه مدرك دكتراي كردان جعل شده است كه خود وزير كشور از جاعل مدرك شكايت كرد.
رئيس جمهور نيز 2 روز پيش از استيضاح (يكشنبه 12آبان) گفت: با اين استيضاح مخالفم و در جلسه استيضاح حاضر نخواهم شد.

+ نوشته شده در  پانزدهم آبان 1387ساعت 9:45  توسط   |